سه شنبه , ۲۱ /۰۸ /۱۳۹۸
خانه / اعتماد به نفس / هفت اشتباه بزرگ والدین در تربیت کودک

هفت اشتباه بزرگ والدین در تربیت کودک

هفت اشتباه بزرگ والدین که اعتماد به نفس و عزت نفس کودکان را از بین می‌برد

تمام والدین می‌خواهند که فرزندانشان نسبت به خودشان احساس خوبی (با دلایل خوب) داشته باشند. مطالعات نشان داده است که کودکان با اعتماد به نفس ویژگی‌های مثبتی شامل اضطراب کمتر و بهبود عملکرد تحصیلی بهتر تا مقاومت بیشتر و روابط سالم‌تر را تجربه می‌کنند.

بسیاری از والدین در تربیت کودک خود درگیر استراتژی‌هایی هستند که گمان می‌کنند باعث تقویت اعتماد به نفس فرزندشان خواهد شد. اما بعضی از این استراتژی‌ها می‌توانند معکوس عمل کنند. یک چرخه‌ی معیوب که کودکان در آن نمی‌دانند واقعا چه کسی هستند و این حس خوب را نسبت به چه کسی دارند. در نتیجه، ممکن است والدین خود را همواره مشغول تلاش برای تقویت عزت نفس کودکشان ببینند.

در اینجا هفت خطای بزرگ والدین که اعتماد به نفس کودکان را از بین می‌برد آورده شده است:

اجازه دهید آنها از مسئولیت فرار کنند

اگرچه ممکن است فکر کنید که کارهای روزانه باعث فشار آوردن به کودک می‌شود و استرس آنها را افزایش می‌دهد، اما فعالیت آنها در خانه به کودکان کمک می‌کند که شهروندان مسئولیت‌پذیرتری بشوند.

انجام وظایف متناسب با سن، به آنها کمک می‌کند تا احساس تسلط و اعتماد داشته باشند. بنابراین چه به فرزندتان بگویید که در کار لباسشویی کمک کند یا زباله‌ها را بیرون ببرد، مسئولیت‌ها فرصتی هستند که بچه‌ها بتوانند توانمندی و شایستگی خود را ببینند.

اجازه ندهید اشتباه کنند

دشوار است که ببینیم کودک شکست می‌خورد، رد می‌شود یا در مورد چیزی دچار مشکل شده است. هنگامی که این چیزها اتفاق می‌افتد، بسیاری از والدین عجله می‌کنند که کودک را از قبل سقوط نجات دهند، اما جلوگیری از اشتباه کردن، این فرصت را از آنها می‌گیرد که یاد بگیرند چگونه بعد از شکست دوباره بلند شوند.

چه این‌که کودک شما قبل از یک مسابقه کفش‌هایش را فراموش کند، یا در امتحان ریاضی چند سوال را اشتباه جواب دهد، این اشتباهات بزرگ‌ترین معلم زندگی هستند. هرکدام از اشتباهات فرصتی برای آنها است که قدرت ذهنی خود را تقویت کنند تا در دفعات بعدی بهتر عمل کنند.

آنها را از احساساتشان مراقب کنید

هنگامی‌که بچه‌ها ناراحت یا عصبانی هستند، وسوسه انگیز است که آنها را آرام کنیم. اما اینکه ما چگونه به احساسات بچه‌های خود واکنش نشان می‌دهیم، تاثیر زیادی در رشد هوش هیجانی و عزت نفس آنها دارد.

به بچه‌های خود کمک کنید که تا آنچه را باعث تحریک احساساتشان می‌شود شناسایی کنند و به آنها یاد بدهید که چگونه خود را آرام کنند. چارچوبی برای آنها ایجاد کنید که با کمک آن بتوانند احساساتشان را توضیح دهند، بنابراین در آینده راحت‌تر و صحیح‌تر با احساساتشان کنار می‌آیند.

ذهنیت قربانی دادن به کودک

گفتن چیزهایی مانند “ما نمی‌توانیم مثل بقیه کفش‌های جدید بخریم چون ما از خانواده‌ی فقیری هستیم”، به فرزندتان تاکید می‌کند که بیشتر شرایط زندگی از کنترل آنها خارج است.

به جای اینکه به بچه‌های خود اجازه بدهید که ترحم دیگران را برانگیزند یا در بدشانسی‌هایشان اغراق کنند، آنها را به انجام کارهای مثبت ترغیب کنید (مثلا با فروش چیزهای مختلف به کودکان دیگر، پول مورد نیاز برای خرید وسایل مورد نیاز خود را تهیه کنند). کودکانی که انتخاب‌های خود در زندگی را می‌شناسند، نسبت به توانایی‌های خود برای ایجاد آینده‌ی بهتر مطمئن‌تر هستند.

مراقبت و حمایت شدید

مطمئنا مراقبت و حمایت شدید از فرزندتان باعث می‌شود اضطراب کمتری داشته باشید، اما دور نگه داشتن آنها از چالش‌ها، مانع از پیشرفت آنها می‌شود.

خود را به عنوان یک راهنما تصور کنید، نه یک محافظ. به بچه‌های خود اجازه دهید زندگی را تجربه کنند، حتی هنگامی که کمی ترسناک است. در این صورت به آنها این فرصت را می‌دهید تا در توانایی‌هایشان برای مواجه شدن با زندگی، اعتماد به نفس کسب کنند.

انتظار “کامل بودن” داشتن

انتظارات بالا خوب است، اما انتظارات بیش از حد بالا عواقب زیادی خواهد داشت. هنگامی‌که کودکان ببینند انتظارات خیلی بالا است، ممکن است اصلا تلاشی نکنند یا احساس کنند هرگز مناسب این کار نیستند.

در عوض، انتظارات واضحی برای بلندمدت قرار دهید و نقاط هدفی را در طول مسیرشان تعیین کنید. برای مثال، رفتن به دانشگاه یک انتظار بلندمدت است، پس به آنها کمک کنید در طول مسیر اهداف کوتاه مدتی ایجاد کنند (مثلا گرفتن نمرات خوب، انجام دادن تکالیف، مطالعه و…).

مجازات کردن به جای منضبط کردن

کودکان باید یاد بگیرند که برخی اقدامات منجر به عواقب جدی می‌شود، با این حال تفاوت زیادی بین منضبط کردن و مجازات وجود دارد. کودکانی که منضبط شده‌اند فکر می‌کنند ” من انتخاب بدی کردم”، اما کودکانی که مجازات شده‌اند فکر می‌کنند ” من آدم بدی هستم”.

به عبارت دیگر، نظم و انضباط به کودکان این اطمینان را می‌دهد که آنها می‌توانند در آینده انتخاب‌های هوشمندانه‌تر و سالم‌تری داشته باشند، در حالی‌که مجازات باعث می‌شود آنها فکر کنند که قادر به انجام کار بهتری نیستند.

 

درباره‌ی مسعود مرادی

همچنین ببینید

وسواس و شستن دست ها در کودکان

وسواس در کودکان و راه‌حل‌های درمان

وسواس پاکیزگی و نظم بیشتر والدین از وضعیت بهداشتی فرزندشان ناراضی هستند و دائما در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *