دوشنبه , ۱۸ /۰۹ /۱۳۹۸
خانه / ذهن و هوش / هوش‌های چندگانه و یادگیری کودکان

هوش‌های چندگانه و یادگیری کودکان

اگر اصطلاح “شیوه یادگیری” را شنیده باشید، ممکن است بدانید که این اصطلاح در مورد چگونگی یادگیری کودک به کار می‌رود (مثلا یک کودک به صورت بصری بهتر یاد می‌گیرد و کودکی دیگر به صورت حرکتی). مشکلی که در چنین توصیفاتی وجود دارد این است که همه کودکان از طریق روش‌های مختلف یاد می‌گیرند. در حالی که ممکن است یک کودک اطلاعات را از طریق یک روش در یک زمان بهتر یاد بگیرد، همان کودک ممکن است چیز دیگری را در موقعیت دیگر به روش دیگری بهتر یاد بگیرد. برچسب زدن به کودکان به عنوان داشتن یک سبک یادگیری نادرست و محدود کننده است. یک روش بسیار بهتر برای درک شخصیت یادگیری کودکان،  استفاده از چیزی است که به عنوان “هوش‌های چندگانه” تعریف شده است.

با توصیفات هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، هوش‌های چندگانه این عقیده که تنها یک هوش وجود دارد که ما با آن به دنیا می‌آییم و قابل اندازه‌گیری است (مثلا با آزمون‌های آی کیو)، و اینکه این هوش قابل تغییر نیست را به چالش کشیدند. به گفته گاردنر، حداقل هشت هوش انسانی مختلف وجود دارد و تمام انسان‌ها با همه‌ی این هوش‌های چندگانه متولد می‌شوند.

نظریه گاردنر در مورد هوش‌های چندگانه ادعا می‌کند که افراد دارای هوش‌های منحصر به فرد و متمایز هستند که توسط عوامل زیستی و محیطی شکل می‌گیرند.

مثلا یک کودک ممکن است هوش موسیقیایی و ریاضی قوی‌تری داشته باشد در حالی که دیگری ممکن است در هوش زبانی یا بین فردی قوی‌تر باشد، و این ساختار هوش‌های چندگانه متفاوت به دلیل تجربیات فردی و تغییرات ژنتیکی بسیار متفاوت هستند.

انواع هوش‌های چندگانه

فضایی: توانایی تجسم، ایجاد و کنترل چیزی در فضا، مانند کاری که یک خلبان یا معمار یا شطرنج‌باز ممکن است انجام دهد.

بدنی/جنبشی: این نوع از هوش، مربوط به استفاده از مهارت‌های حرکتی برای بیان خود یا ایجاد، یادگیری و حل مشکل است. شامل: هماهنگی و مهارت و استفاده از کل بدن یا بخش‌هایی از بدن مانند دست‌ها.

موسیقیایی: توانایی بیان خود و درک و ایجاد از طریق موسیقی (با آواز خواندن، نواختن ساز، آهنگ سازی و غیره). درگیر کردن توانایی‌های موسیقیایی مانند حساسیت به ریتم، زیر و بم صدا، لحن.

زبانی: توانایی متناسب کردن معنی کلمات با صدا، ریتم، زیر و بمی و آهنگ کلمات، مانند کاری که یک شاعر می‌کند. همچنین توانایی به کارگیری درست لغات به صورت شفاهی (مثلا سخنران یا سیاستمدار) یا به صورت نوشتاری (شاعر یا نویسنده).

ریاضی/منطقی: توانایی درک و تشخیص الگوها و روابط بین اعداد و نمادها و اعمال، داشتن مهارت‌های محاسباتی، و توانایی حل مشکلات مختلف به شکل منطقی.

بین فردی: گاهی اوقات به عنوان هوش اجتماعی بیان می‌شود. هوش بین فردی به توانایی هماهنگی و درک احساسات، عواطف و خلق و خوی افراد دیگر اطلاق می‌شود. افراد با هوش بین فردی بالا تمایل به برقراری ارتباط و درک دیگران دارند و در کار کردن با دیگران خوب هستند.

درون فردی: شناخت خود و توانایی عملکرد مناسب براساس آن. این هوش مستلزم داشتن تصویر روشنی از توانایی‌ها و محدودیت‌های فردی، آگاهی از حالات درونی، مقاصد، انگیزه‌ها، خلق و خو، تمایلات، قدرت خویشتن‌داری، انضباط فردی، ادراک و عزت نفس است.

طبیعت‌گرا: مهارت در شناخت و طبقه‌بندی گونه‌های مختلف گیاهان و جانوران و محیط فردی. این مورد همچنین توانایی شناسایی دیگر پدیده‌های طبیعی (مانند تشکیل ابر و کوه و …) و توانایی تشخیص اشکال غیر زنده مانند ماشین‌ها، کفش‌ها و … را شامل می‌شود.

کودکان به شیوه های مختلفی یاد میگیرند

چگونه والدین می‌توانند در مورد هوش‌ های چندگانه به فرزندشان کمک کنند

والدین می‌دانند که بچه‌ها توانایی‌ها و علایق منحصر به فردی دارند تا حدی که حتی خواهر و برادرها نیز ممکن است مهارت‌های خیلی متفاوتی از هم داشته باشند. ممکن است یک کودک کتاب بخواند و عاشق رقص باشد، دیگری ممکن است حیوانات را دوست داشته باشد و کودک دیگر ممکن است ریاضی و موسیقی دوست داشته باشد. این زیبایی انسان‌هاست. ما موجودات جالب و متفاوتی هستیم، و هر والدی که علاقه‌ی شدید کودکش به چیزی را می‌بیند، می‌داند که این موضوع منحصر به فرد است.

اما به همان اندازه که می‌بینیم علایق و استعدادهای طبیعی کودک رشد می‌کند، مهم است به یاد داشته باشیم که نباید برای تبدیل شدن به چیزی به کودک برچسب بزنیم. مندی کرنهابر، استادیار گروه مطالعات آموزش دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید: “ما تمایل داریم به کودکان برچسب بزنیم، مثلا با تست هوش، و وقتی این کار را انجام دادیم، تمایل کمتری برای توجه به حرکت آنها داریم”.

برای مثال، وقتی می‌گویید کودک با کار کردن با دست‌هایش خیلی خوب یاد می‌گیرد، شما این واقعیت را نادیده می‌گیرید که تمام کودکان با انواع روش‌های مختلف یاد می‌گیرند، و این‌که آنها چگونه بهترین یادگیری را دارند یا آنچه در آن خوب هستند، با گذشت زمان می‌تواند تغییر کند.

برخی از راه‌ها که والدین می‌توانند هوش‌های چندگانه را در کودک پرورش دهند و پشتیبانی کنند:

با بچه‌ها وقت بگذرانید و ببینید چه چیزی دوست دارند. تنها راهی که می‌توانید با علایق کودک همراه شوید این است که برای انجام کارهای معمولی مثل صرف شام یا بازی کردن با او وقت بگذرانید. تحقیقات نشان داده است که این فعالیت‌های معمولی منافع زیادی برای کودکان دارد. صرف شام به صورت خانوادگی باعث افزایش سلامت کودک، ایجاد روحیه قوی و مهارت‌های ذهنی می‌شود. همچنین بازی با کودک باعث می‌شود که همدلی و شادی در کودک افزایش پیدا کند و همچنین سطح اضطراب او کاهش یابد.

به جای توجه به کارهایی که نمی‌تواند انجام دهد، به نقاط قوت او توجه کنید. به جای اینکه فکر کنید “کودک من در یادگیری خواندن و نوشتن خوب نیست”، کاری کنید کودک نسبت به کارهایی که در آنها خوب است احساس غرور کند. هوش‌ها چندگانه به والدین، معلمین و خود فرد کمک می‌کند که نقاط قوتش را بشناسد و بتواند از آنها برای حل مشکلاتش استفاده کند.

فرزند خود را با روش‌های مختلف درگیر کنید. مثلا اگر فرزندتان در نوشتن انشا مشکل دارد، با روش‌های مختلفی که برای تقویت مهارت نوشتن به او می‌آموزید، اعتماد به نفس او را تقویت کنید. برای مثال اگر او مجبور است در مورد چرخه‌ی زندگی قورباغه‌ها بنویسد، می‌توانید از او بپرسید تاکنون چه چیزی یاد گرفته است (شاید در تلویزیون چیزی دیده باشد و بتواند آن را بیان کند یا در کتابی خوانده باشد). از او بخواهید که تصویری از آنچه که ممکن است به ذهنش بیاید ترسیم کند یا به شما در مورد رنگ‌های مختلف قورباغه توضیح دهد.

انتظاراتی را که امروز از کودک دارید در نظر بگیرید. اگرچه امروزه انتظار می‌رود که کودکان در سنین پایین بخوانند و مهارت‌های پایه ریاضی داشته باشند و به خوبی در امتحانات موفق شوند و عملکرد عالی داشته باشند، اما در حقیقت حتی در یک نسل قبل هم این انتظارات وجود نداشت. با افزایش انتظارات فشارها هم بیشتر شده است، اما این بدان معنا نیست که همه خردسالان باید بتوانند به راحتی کتاب بخوانند و این انتظارات را برآورده کنند. به جز مواردی که شما نشانه‌های مشکلات یادگیری را در کودک دیده باشید، سعی کنید آرام باشید و اجازه دهید کودک با سرعت خودش رشد کند.

به یاد داشته باشید که این تصویر لحظه‌ای است. مشخصات هوش کودک همان چیزی است که در آن زمان وجود دارد، و چیزی نیست که همیشه ثابت خواهد ماند. فرزند خود را در معرض انواع فعالیت‌ها و تجربیات قرار دهید و به او اجازه دهید که به روش خودش یاد بگیرد و رشد کند.

به ارزش سایر هوش‌ها دقت کنید. در پیش دبستانی، هرچیزی را که کودک کشف می‌کند و با ما به اشتراک می‌گذارد را تشویق می‌کنیم، اما در کلاس سوم انتظار داریم کودک در ریاضی و خواندن خوب باشند در غیر این‌صورت به عنوان یادگیرنده‌ی بد برچسب گذاری می‌شوند. کرنهابر می‌گوید: “فقط توجه و ارزش گذاشتن به هوش‌های ریاضی و زبانی، و بی توجهی به سایر هوش‌ها، باعث ایجاد اختلال در کودکان می‌شود”.

 

درباره‌ی مسعود مرادی

همچنین ببینید

وسواس و شستن دست ها در کودکان

وسواس در کودکان و راه‌حل‌های درمان

وسواس پاکیزگی و نظم بیشتر والدین از وضعیت بهداشتی فرزندشان ناراضی هستند و دائما در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *