یکشنبه , ۲۸ /۰۷ /۱۳۹۸
خانه / فرزندپروری / فرزندپروری مثبت چیست و چرا اهمیت دارد؟

فرزندپروری مثبت چیست و چرا اهمیت دارد؟

فرزندپروری مثبت چیست؟

فرزندپروری مثبت یک روش فرزندپروری است که بر احترام متقابل بنا شده است. این یعنی که ما با فرزندان خود به عنوان یک شخص رفتار می کنیم نه به عنوان دارایی شخصی. به عنوان انسانی با احساسات و توانایی فکر کردن، پردازش و قضاوت در مورد خودشان.

دوره ی حرف هایی مانند “چون که من گفتم” و “من پدر تو هستم پس این کار را بکن” تمام شده است. اگر می خواهیم کودکان به حرف ها، افکار و احساسات ما گوش کنند پس باید با همین رفتارها الگویی برای آنها باشیم و باید برای تربیت آنها روش های فرزندپروری مثبت صحیح و علمی را به کار بگیریم.

چرا فرزندپروری مثبت اهمیت دارد؟

کودکان با الگوسازی یاد می گیرند. اگر ما الگوی مناسب ارتباطات و حل تعارضات باشیم، آنها نیز یاد خواهند گرفت که چگونه ارتباط برقرار کنند. ذهن کودک ساخته شده تا به طور طبیعی فکر، پرسش و کشف کند، مسئولیت ما به عنوان والدین این است که این میل به یادگیری و درک جهان اطرافشان را تسهیل کنیم. فرزندپروری مثبت بر این موضوع تمرکز می کند که به کودکتان آموزش دهید که در هر موقعیت این سوالات را مطرح کند: چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا و چرا.

15 نکته و تکنیک فرزندپروری مثبت

  1. نتایج معنی دار

کودکان به نتایج نیاز دارند. برای آنها مهم است که نتایج و عواقب فعالیت هایشان را درک کنند، چه خوب یا بد، مثبت یا منفی. هنگامی که ما به دوستانمان چیز محبت آمیز یا دلگرم کننده می گوییم، نتیجه ی آن لبخند و احساس خوشحالی است. هنگامی که آنها را تحت فشار می گذاریم، نتیجه عصبانی شدن و دوری از ماست.

هنگامی که ما برای فعالیت های کودکمان نتایج و عواقبی می سازیم تا به آنها درس های ارزشمندی بدهیم، نیاز است که آن نتایج برای آنها قابل درک و معنی دار باشد.

اگر به کودک گفته شده اتاق را جمع کن و او دستورالعمل، هشدار و زمان بندی را به طور شفاف دریافت کرده است ولی این کار را نمی کند، یک نتیجه یا عواقبی که برای این شرایط می تواند قابل درک و منطقی باشد این است که برای مدتی اسباب بازی هایش از او گرفته شود.

اگر کودک به کسی ضربه یا آسیب زد، یک نتیجه ی مناسب می تواند این باشد که کمک کند آن شخص احساس بهتری پیدا کند. مثلا کمک برای نگه داشتن بسته یخ یا بستن چسب زخم و غیره. اگر کودک غذای خود را روی زمین ریخت به او بگویید که نمی تواند بیرون برود چون که غذا را ریخته است. دلیل اینکه نتایج باید با حادثه ای که اتفاق افتاده مرتبط و قابل درک باشد این است که به کودک کمک کنیم بیاموزد چرا ما نباید آن رفتار را داشته باشیم. روش عواقب یکی از مهم ترین روش های نظم دهی در فرزندپروری است.

  1. تایید، همدلی، همدردی

مطمئن شوید که کودکتان می داند که شما گوش شنوای او هستید. آنچه که می خواهند و احساس می کنند را تایید کنید. اگر کودک شما احساس مورد احترام بودن نکند نمی توان انتظار داشت که نظرات شما را درک کند.

اگر کودکتان برای بستنی گریه می کند ولی تا 15 دقیقه بعد شام آماده می شود، ابتدا حرفی بزنید که متوجه بشود شما او را فهمیده اید.

کودکان زیر سه سال: “من بستنی میخوام!” “متوجه شدم، وقتی شام رو خوردیم می تونیم بعدش بستنی بخوریم”. احتمالا کودکتان همچنان ناراحت خواهد بود و این موضوع قابل درک است. اجازه بدهید ناراحت باشند. بعد از چند دقیقه، سعی کنید حواسش را پرت کنید یا با چیزی دیگه مشغولش کنید.

برای کودکان بالای سه سال، شما می توانید بگویید “می دونم که واقعا بستنی میخوای. میفهمم. به محض این که شام خوردیم میتونیم بستنی بخوریم”.

برای کودکانی که به درک ذهنی کافی برای فهمیدن دلیل ها رسیده اند باید دلایل را توضیح داد و نباید با حواس پرتی او را گمراه کرد.

  1. هم سطح با کودک صحبت کنید

تا سطح چشم آنها پایین بیایید. هنگام صحبت با کودکتان در سطح آنها پایین بیایید و چشم در چشم صحبت کنید. این کار مهربانی، صمیمیت و احترام را نشان می دهد. این کار به عنوان یک ابزار عالی برای شنیدن دقیق صحبت های شما عمل می کند.

  1. توضیح بدهید و به آنها کمک کنید که از اشتباهاتشان درس بگیرند

هنگامی که کودک را ادب می کنید، مهم است که توضیح دهید چرا. کودکان نیاز دارند از اشتباهاتشان درس بگیرند. آنها نیاز دارند که نتایج و عواقب فعالیت هایشان درک کنند. توضیح دادن همواره در فرزندپروری مثبت نقشی تعیین کننده دارد. مثلا:

“روی صندلی بنشین چون اگر بایستی ممکن است بیفتی و آسیب ببینی”

“ما از دست هایمان به آرامی استفاده می کنیم چون ضربه زدن درد دارد”

اگر ما به کودک بگوییم چه کاری انجام نده ولی دلیل آن را نگوییم، بخش قابل آموزش را از دست داده ایم. اگر آنها به جای نشستن روی صندلی بایستند، احتمالا خواهند افتاد و به خاطر ایستادن به خودشان آسیب می زنند.

در این مورد با آنها صحبت کنید. برای مثال “آخ! به خودت آسیب زدی! وقتی روی صندلی ایستاده بودی، افتادی و آسیب دیدی. ما باید روی صندلی بنشینیم. وقتی نشسته باشیم نمیفتیم و صدمه نمی بینیم”.

  1. ارتباط برقرار کنید

با فرزندتان مانند یک شخص صحبت کنید. از زبان مناسب سن او استفاده کنید. تصور نکنید که کودکتان برای فهمیدن خیلی کوچک است. احترام به فرزندتان این است که در طول روز با او به طور مناسب ارتباط برقرار کنید. به عنوان یک فرد، شما لذت می برید از اینکه بدانید چه چیزی در طول روز برایتان پیش خواهد آمد، بنابراین شما برنامه ریزی و پیش بینی کنید. همچنین دوست دارید بدانید چرا هرچیزی اتفاق میفتد. این به ما کمک می کند که جهان اطرافمان را درک کنیم.

کودکان نیز همین طور هستند. در طول روز با آنها در ارتباط باشید.

“ما می خواهیم به فروشگاه برویم چون نیاز به خرید میوه داریم. تو همیشه به ما کمک کردی، می تونی در انتخاب میوه ها به من کمک کنی؟”

“امروز که به مدرسه رسیدیم فقط 5 دقیقه وقت برای بازی داریم، بعد از آن تو را به کلاس درس می برم و خداحافظی می کنیم”.

دادن اطلاعات مورد نیاز به کودکتان برای پیش بینی هر روزش، به شدت از بدخلقی او کم می کند.

  1. به آنها هشدار بدهید

در حین برقراری ارتباط با کودک، باید قبل از اتمام مهلت به آنها هشدار بدهیم، این کار به فرزندمان زمان کافی می دهد که از نظر ذهنی آماده بشوند. به عنوان یک فرد شما دوست ندارید چیزی به شما تحمیل شود و انتظار برود که در همان لحظه آن را درست انجام دهید، احتمالا شما یک هشدار قبلی را ترجیح می دهید. با کودکان نیز همین طور رفتار کنید.

“تا 5 دقیقه دیگر اتاقمان را تمیز می کنیم و شام می خوریم”.

“بعد از رنگ آمیزی این صفحه، باید برای جشن امروز لباس بپوشیم”.

هشدارها برای کودکانی که با تغییر برنامه ها مشکل دارند بسیار مفید هستند.

  1. انتظارات شفاف از آنچه می خواهید

ما می خواهیم فرزندانمان را برای موفقیت آماده کنیم، می خواهیم آنها بدانند که چه انتظاراتی از آنها داریم و در رفتارشان به دنبال چه چیزی هستیم.

“من بهت نیاز دارم تا کتاب هات رو برداری” به جای این جمله “اتاق رو تمیز کن”.

برای کودکان سخت است که ابهام کلام را متوجه بشوند و رمزگشایی کنند، ما باید دستورالعمل ها را برای آنها شفاف و ساده بکنیم. برای اطمینان از اینکه آنها دستورالعمل های شما را کاملا فهمیده اند، از آنها بخواهید تکرار کنند، یا در مورد چیزی که گفتید از آنها بپرسید، “باید چه چیزی رو برداری؟” شفافیت در دستورات و صحبت نقش بسیار مهمی را در فرزندپروری مثبت دارند.

  1. به آنها بگویید که چه کاری باید بکنند به جای اینکه بگویید چه کاری نکنند

این راهی برای بیان دستورالعمل های ما است که برای عملی شدن ممکن است کمی زمان ببرد اما این سبک دستورالعمل با چگونگی پردازش اطلاعات مغز انسان بهتر کار می کند.

به جای اینکه بگوییم “برادرت رو نزن” باید بگوییم “ما برادرمان را نوازش می کنیم”.

به جای اینکه بگوییم “غذات رو نریز” باید بگوییم “باید غذا را در ظرفمان نگه داریم”.

اگر به کودکتان بگویید چه کاری انجام بدهد، برای او شفاف و ساده است اما اینکه بگویید چه کاری انجام ندهد ممکن است برای یک ذهنِ در حال رشد گیج کننده باشد.

  1. مثبت باشید

چگونگی پاسخ و عمل ما کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر منفی هستیم، احساسات و خلق و خوی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر تلاش کنیم مثبت باشیم، بر طرز فکر، احساس و پاسخ به موقعیت های مختلف آنها اثرگذار خواهد بود.

طرز برخورد شما با چیزهای جدید، موقعیت ها ، افراد، اتفاقات و تغییرات که رخ می دهد بر کودکتان اثرگذار است.

نحوه ی پاسخ و برخورد شما با این شرایط تا حد زیادی مسیر و نحوه پاسخ دهی فرزندتان را تعیین می کند.

مهم است که مثبت باشید و با کودکانی که در حال تجربه چیزهای جدیدی هستند مثبت صحبت کنید.

برای مثال اگر کودک برای اولین بار به مدرسه می رود و شما ترستان را به او نشان می دهید، حتما او زمان سخت تری در تجربه ی جدیدش خواهد داشت.

  1. استوار باشید و به قول خود عمل کنید

کودکان باهوش هستند و حافظه ی خوبی دارند. آنها به راحتی متوجه می شوند که شما استوار نیستید و به حرف خود عمل نمی کنید، و یاد خواهند گرفت که چطور از آنها فرار کنند.

اگر به او گفتید “آروم باش و کتابت رو بخون. اگر سر و صدا کردی امروز از تلویزیون خبری نیست”، باید کاملا از حرفتان پیروی کنید. شاید گاهی اوقات این موضوع برای شما نیز سخت و شبیه تنبیه باشد اما بسیار مهم است که کودک بداند حرف های شما واقعی است و به آن عمل می کنید.

وقتی کودک متوجه می شود که شما فقط تهدید می کنید، برای او سخت می شود که در آینده به حرف های شما گوش کند. در مورد قول ها هم همین طور، “اگر امروز نمره ی خوبی گرفتی بعد از مدرسه میریم پارک”. حتما به قول خود عمل کنید. آنها فراموش نمی کنند!

  1. محکم و با محبت باشید

داشتن یک رابطه عاطفی اما محکم در تمام دوران فرزندپروری بسیار مهم است. روابط بر پایه ی احترام متقابل ساخته می شوند. هر روز به آنها عشق و علاقه نشان دهید، هم با حرف هم عمل.

تا جایی که می توانید فرزندتان را در آغوش بگیرید، ببوسید و نوازش کنید. روش های خاص برای ابراز دوست داشتن پیدا کنید: “من عاشق نقاشی کشیدن با توام”، “عاشق بازی کردن با توام”، “خیلی خوشحالم وقتی باهم کتاب می خونیم”.

اما هنگام آموزش نظم به آنها محکم باشید. روی حرف خود بمانید و از آن پیروی کنید. اگر به او گفتید که برای گوش نکردن عواقبی وجود دارد، حتما از آن پیروی کنید تا نظم را یاد بگیرد. کودکان برای دوست داشتن، صادق بودن و مورد اعتماد بودن به شما احترام خواهند گذاشت.

  1. شوخی کنید

قرار نیست همه چیز جدی باشد. بسیار از ناراحتی ها هستند که می شود با یک شوخی یا طنز همان ابتدا برطرف شوند. برای فرزندپروری شوخی بسیار مهم است. شوخی کردن باعث می شود فرزندتان حس شوخ طبعی پیدا کند، شخصیتش را بسازد و باعث ایجاد درک بیشتری در او می شود.

تربیت و فرزندپروری مثبت چیزی است که شما برای مدت زمان طولانی انجام خواهید داد پس آن را برای خودتان و فرزندتان تبدیل به یک لذت و تفریح بکنید.

  1. اجازه بدهید کودکتان حق ابراز احساسات داشته باشد (آنها می توانند جیغ بزنند و گریه کنند، راه مناسب این کارها را به آنها نشان دهید)

ما نمی خواهیم کودکمان را خفه کنیم. آنها باید بتوانند افکار و احساساتشان رو بیان کنند و آنها حق دارند ناراحت، عصبانی، نا امید و دیگر احساسات را داشته باشند. با این حال، وظیفه ی شما است که با آنها یاد بدهید چطور به نحو مناسب احساساتشان را بیان کنند.

اگر در مغازه هستید، نیاز هست کودکتان بداند که مردم علاقه ای به شنیدن جیغ و داد او ندارند.

اگر در خانه هستید، آنها باید بتوانند احساسات خود را بیان کنند. اما مطمئن شوید که محدودیت ها و راهنمایی ها را اعلام کرده اید. قطعا برای یک کودک مناسب نیست که به خاطر نخریدن یک اسباب بازی یک ساعت جیغ بکشد.

گاهی اوقات که کودک روز بدی دارد، شاید خواب خوبی نداشته است، و شما تمام زمانی که در حال جیغ و داد هستند در کنارشان نشسته اید، می توانید چیزی شبیه به این بگویید “تو میتونی ناراحت باشی و گریه کنی اگه میخوای، اما این کار واقعا منو اذیت میکنه، پس لطفا به اتاقت برو”.

گاهی اوقات تمام چیزی که آنها نیاز دارند این است که از یک موقعیت خارج شوند و این کار باعث آرام شدن آنها می شود. مثلا به اتاقشان بروند و به کتاب ها نگاه کنند، بازی کنند یا خود را آرام کنند.

  1. مثال هایی برای کودکان زیر سه سال و بالای سه سال

برای کودکان زیر سه سال، ما باید پیام های خیلی کوتاه و مستقیم بدهیم. مثلا “گاز گرفتن درد داره! آخ!”

برای کودکان بالای سه سال، می توانید از توضیحات استفاده کنید، “دهان ما برای جویدن غذا است. وقتی ما دوستمان را گاز می گیریم به بدن او صدمه می زنیم. اگر به کمک نیاز داری به معلمت بگو”

البته می توانید با توجه به درک فرزندتان از کلمات مختلف استفاده کنید. کودک شما در دو سالگی کلمات زیادی می فهمد و در دو و نیم سالگی خیلی بیشتر. شما می دانید که کودکتان چه کلماتی را می تواند بفهمد.

  1. احساسات و قضاوت هایتان را کنترل کنید

اگر روز سختی داشتید و نیاز دارید زمانی برای خودتان داشته باشید حتما این کار را انجام دهید. وسیله ای برای سرگرم کردن کودک در آن چند دقیقه پیدا کنید و خودتان را آرام کنید.

آرام باشید.

هنگامی که ما احساس استرس داریم کودکان نیز همین طور می شوند. اگر ما واقعا نیاز به استراحت داشته باشیم نمی توانیم کودکمان را نیز آرام کنیم.

هنگامی که شما کودکی دارید گاهی این استرس ها ایجاد می شود. اما بسیار مهم است فراموش نکنید که کودکان با الگوسازی یاد می گیرند. وقتی ما الگوی رفتار مناسب باشیم، آنها رفتار صحیح را یاد می گیرند.

با آنها ارتباط برقرار کنید، چیزهای شبیه به این بگویید “مامان الان یکم ناراحته، نیاز دارم چند دقیقه آروم باشم عزیزم. برای تو کارتون میذارم نگاه کن تا من کمی آروم بشم. چند دقیقه بعد پیش شما میام”.

 

درباره‌ی مسعود مرادی

همچنین ببینید

فحش دادن کودک

برخورد با فحش دادن کودکان

بسیار کم هستند کودکانی که حداقل گاه و بی‌گاه بددهنی نکنند یا کلمات نامربوط و …

یک نظر

  1. درود بر شما، سایت بسیار مفیدی دارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *